خوشبختانه ، کوپه من آرام است. از بچه ای که گریه کند خبری نیست ، از پیرمردی که با دهن باز خروپف کند خبری نیست ، از تاجری که با او تماس های تلفنی بلند بلند حرف بزند تا اهمیت کارش را نشان دهد و هیچ گونه توجهی به آرامش دیگر مسافران نداشته باشد ، خبری نیست .
گوشی هدفون را در گوش هایم گذاشتم و به موسیقی گوش دادم .
میان گوش دادن به آهنگ مرزهین برای تخلیه عصبانیت و آهنگ موتسارت برای آرامش ، شک داشتم .
موتسارت را انتخاب کردم . در جای آرام خودم بودم و قطار سریع اسیر که با تمام سرعت حرکت می کرد ، مانند گهواره تکانم می داد.
از پنجره بیرون را نگاه می کردم . قطره های باران که بر سطح شیشه ریخته بود ، مسیری افقی را ترسیم می کرد که تحت تاثیر سرعت قطار کشیده و لرزان بودند . می گویند که صد ها اسپروماتوزوئید هم در یک جهت هدایت می شوند.
به نظرم می رشد دیوانه شده ام.

انتشارات | البرز |
مولف | انیس لودیگ |
مترجم | محمدرضا ابراهیمی |
- ۹۷/۰۲/۲۶